« خبرنگاری ، شرافت انسانی و سوژه ی حقیقت»
« خبرنگاری ، شرافت انسانی و سوژه ی حقیقت»
در جهانی که انسان درمرکز کنش ها و اتفاقات اش قرارگرفته و مسأله ی آگاهی و دستیابی به آن نسبت به هر زمان دیگر آسانتر شده و ضرب اللمثل معروف « خورشید (ماه) پشت ابر نمی ماند» بیش از پیش عینیت دارد خبرنگاری و خبر رسانی و اثبات مجهولات از جایگاه ویژه و خاصی برخوردار است این مسأله از آن حیث واجد اهمیت است که حیات بشری و آنچه دغدغه ایدئولوژی به مثابه ی نرم افزاری جهت سوق دادن بشر به سمت اقتصاد لذت ( کیف ) است و نقد و بررسی آن در قالب رسانه نمود پیدا می کند و آنچه که به عنوان محتوای رسانه و بار معنایی آن ( خواه خبر، خواه کتاب و ...) در اختیار مخاطب قرار می گیرد از کانال خبرنگار می گذرد .در این میان نقش خبر نگار به عنوان نگارنده یا واسطه ای بین صاحب اثر و رسانه ویژه است .
خبرنگار راوی اتفاقی است که رخ داده ویا می دهد واین اتفاق بر مخاطب پوشیده و مجهول است و یا اینکه مخاطب آگاهی یافته ولی آگاهی او ناقص است این خبرنگار است که دست به عمل خبر رسانی می زند و مخاطب را در جریان چند و چون ماجرا می گذاردخبرنگار در قبال آنچه روایت می کند به حیث انسانی و اخلاقی متعهد است که فارغ از هر گونه جبهه ومیلی نسبت به دسته و یا گروهی راوی واقعیت بوده و برای تنویر افکار عمومی و کشف آنچه که مستور مانده تلاش کند
حقیقت سوژ ه ی سترگی است که خبرنگار برای کشف آن تلاش می کند و با تجهیزات خود به شرافت انسانی واخلاق امانتداری در پیکار مدام با جهل است .
اما آیاچنین است ؟!!
آیا خبرنگار در استان ما حقیقتاً بی هیچ وابستگی و تعلق خاطری بدون در نظر گرفتن ملاحظات و مصلحت هایی که چهره حقیقت را مخدوش می کند به رسالت خود تمام و کمال عمل می کند ؟
البته حواسمان هست که خبرنگاران رسولان آسمانی نیستند و خبر نیزآیه منزل نیست .
این را هم می دانیم که وظیفه ی خبر نگار ارشاد و راهنمایی نیست و نباید با دست بردن در خبر وژست منجی گرفتن برخود قیافه ی دانای کل گرفته و مردم را در جایگاه کسانی که قدرت تشخیص ندارند و سره را از ناسره باز نمی شناسند با جعل هویت خبر آنرا اخته کرده و پاستوریزه و بی خطر در اختیار مخاطب بگذارد .
بدبختی آنجاست که خبر نگاران همسو با مسئولین و سیاستمداران مصلحت اندیش گام بر می دارند و در این میان مردم هستند که به جای آنها تصمیم گرفته می شود وخبر معجول و فلج و ناقص الخلقه به دستشان می رسد تا مبادا این مردم نادان که خیر و صلاح خود را نمی دانند دچار لغزش شوند و زبانم لال....
چندی پیش در رسانه ای خواندم که دو تن از خبر نگاران استان بنا به رسالت خبرنگاری خود که نمی دانم از کجا آورده شده خواهان بسته شدن سایت استان شدند، و دلیل شان ارسال و چاپ خبر کذب بوده ...
پرسش من این است که فرض کنیم خبری کذب در سایت استان به اطلاع عموم رسیده و مردم بدون تفکر و قدرت تحلیل (؟!) پذیرفتند و بر صحت خبر مهر تایید گذاشتند.
چاره چیست ؟ مسدود کردن سایت استان؟
گویا آقایان آنقدر جستجو گر و فعال بوده اند که با یقین کامل نسبت به کذب بودن خبر اقدام نمودند و با روحیه ای دموکراتیک و طبعی بلند و اندیشه ای ژرف خواهان تعطیلی و بایکوت کردن فعالیت سایت استان شدند
از دشمنان برند شکایت به دوستان چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم
آیا رسالت خبرنگاری این است که حکم صادرکند ویا با تصحیح خبر با ادله و مدارک ضمن تشویق توده مردم به پیگیری و دنبال کردن آنچه درست است در راستای کشف حقیقت گام بردارند
تصور من این است که جهان محافظه کار و مصلحت اندیش انسان نان به نرخ روز خوار درمسیر کشف واقعیت و رسیدن به انسان بزرگ ناکام بوده و تن می دهد به شرایط نامطلوب و وضعیت موجود خویش و مردم
ما همه شیریم شیران علم حمله مان از باد باشد دم به دم
در پی درج خبری که متعاقب آن پیشنهاد تعطیلی سایت استان داده شد شنیدیم که عده ای می گفتند که : آبروی استان به خاطر درج این خبر می رود...؟!! این یکی دیگر از آن توجیهات و بهانه هایی است که ...
اولاً که همه ما می دانیم که تعریفی به نام استان یک قرار داد است قراردادی که هیچ هویت ابژه ای و ملموسی ندارد بلکه تنها برای مشخص شدن این مکان جغرافیایی از دیگر جاها نا می برآن نهاده شده و چیزی که شی نیست و قدرت تصمیم گیری و تحقیق و تفکر و درد و رنج و ... ندارد ، صحبت کردن در مورد حیثیت و ارزش و آبروی آن واهی می نماید . از همه مهم تر مسأله ای که در آن ناموس و شخصیت انسان خدشه دار می شود بسی مهم تر ودردناک تر از آن چیزی است که آقایان می گویند این چه حیثیتی که قرار است به خاطر گناه و اشتباه یک نفر برده شود ؟ مگر ما انسان و دغدغه ها و رنج هایش را فراموش کرده ایم و داریم خود را با دیگران طاق می زنیم ؟
می خواهیم گندخود را بپوشانیم که درتوهم وتصور دیگران آدمهای خوبی بنماییم؟
بهتر نیست که خبرنگاران ما به جای اظهار نظرهای غیرکارشناسانه وبی ملاحظه ورفتارهایی که شائبه خودسانسوری ودگرسانسوری می دهد وسایه ی شوم وترسناک دیگری را بر سرشان میبینیم به همین بسنده کنند که اطلاعات رافقط در مقام یک ناقل به رسانه بدهند وقضاوت رابه مردم بسپارند؟
همه ی ماهمدیگر را میشناسیم واز حفره های عظیم کم دانشی ومحافظه کاری وضعف همدیگرآگاهیم. پس بیخود شلوغش نکنیم.
به یاد جمله ای از ولتر افتادم که بربالای کلیسا گفته بود:
رسوایی را بکوبید
بعدا هم می آیم سراغتان
