من در یکی از برنامه های شبکه ی دنا(استانی)شعری خواندم که پس ازپخش آن بارویکرد متفاوت دوستانم روبه رو شدم
مهرگان نام آورعزیز ازمن خواست که شعر را در وبلاگم به اطلاع برسانم. اینکه چرا ؟نمیدانم
من هم به خواسته اش کرنش میگویم و....
باران رفته
ستاره ازدهان آسمان افتاد
کسی رفته که پیاده رو شلوغ جریان وموج دیگریست
زمین سر می خورد
وسرزمین من اسیرچرخ وزنجیر
مااتفاق می افتیم که بیفتیم
شلوغ حرفهای خودمان باشیم
زمین رفته
پیاده رو شلوغ جریان وموج دیگریست
اتفاقها بزرگ می افتند
چراغ قرمز عبور ما میشود
وزمین که جای خودش نیست
وسراز خیابان گنگی بیرون کرده
این جریان درسطح خیابان افتاده بود وعمق فاجعه
میزند به سیمی که سرزمین من در جریان نیست
ما درسطح افتاده بودیم
ستاره به ما زد و رفت
چراغ قرمز عبور ما بود
زمین مرده
پیاده رو شلوغ
جریان وموج
دیگریست..
کربلا به غزه رفته
