هیولای دولت وانتخابات وگزینه ی مناسب
در حکومت دینی که در ایران بنا نهاده شد، درتقابل ومقایسه باجهان اطراف تا بدانجا رسید که درنگاه بسیاری از روشنفکران رویکرد این سیستم دربرابر خواسته ها وامیال توده پاسخگونبوده واین امر در ذهن سردمداران رخنه کرده وبعضی شان را واداشته با شعار تغییر وآزادی بیان واندیشه وعدالت و...سیل اعتراض خاموش توده را به سمتی بی خطر هدایت کرده وبربقای خود بیفزاید . از طرفی تبعات سرمایه داری وعوامل دیگری دخیل شده و روح انفعال وبی میلی به تغییروضعیت را در کالبداکثریت دمیده وخیال سیستم را از بابت اتفاقی بزرگ آسوده کرده.
اما در شرایط کنونی که انتخابات رئیس جمهوری درپیش است وکسانی داوطلب نشستن برکرسی قدرت هستند واز طرفی تجربه ی تاریخی ی چهار ساله نشان از رخوت وخمودگی میدهد ودولت آنقدر بزرگ وغول آسا شده که جارا برای توده تنگ کرده وخود مالک همه چیز شده ، واز سوی دیگرگزینه هایی که برای جایگزینی دولت تلاش می کنند، تا حدود زیادی هم فکر وهم راستا با اویند، تنها راه مبارزه با این هیولا تغییر رژیم غذایی وتجویز نسخه ای برای لاغر شدن اش وفتح جا برای توده است.
به نظر میرسد باتوجه به شعارها وبنا به گذشته کاندیداهای این پست ، تنها گزینه ای که قادر به انجام این کنش وتعبیه سوراخی برای خالی شدن گاز این حجم است،مهدی کروبی است، چرا که اعلان شعارتغییر وآگاهی به این امر، خود آغازی بر هشیار کردن توده ودریچه ای به جهان متفاوت می باشد.
اقتصادی که بوی نفت میدهد ومالیات وبخش خصوصی تاثیر چشمگیری بر آن ندارد ، ونفتی که در اختیار تام دولت است باعث می شود که شعارهای اقتصادی کاندیداهاشکل شعار بر خود گرفته واین ذهنیت که هدف از این شعارها رسیدن به سکوی قدرت است را تقویت کرده وبیشتر خصلتی عوام فریبانه به خود بگیرد.
دولت همه چیز از نفت گرفته تا اندازه ی شلوار مردم را اختیار کرده وبه راستی که بزرگ است!، پس هم اوست که فرهنگ را(وجه ابژه ای ) قرق کرده ومردم را به سمت سیب زمینی خواهی هدایت می کند. باید در این شرایط چاره ای اندیشید و نگاه توده را از لذات پست به قول افلاطون به سمت لذت برتر که همانا حرکت وتغییر وطغیان علیه هتک کرامت انسان وگدا مسلک بار آوردن اوست ، سوق داد.
شعارهای مهدی کروبی وخصلت پراتیکی او(عملگرایی) در این شرایط، وی را واجد امر استثنا کرده وموجب متفاوت بودن اش با بقیه می شود.
عده ای هم در مورد میر حسین موسوی چیز هایی گفته اند که ما نه از ایشان شنیدیم و نه در عملکرد گذشته اش نشانی از امیدواری به سمت برون رفت از این وضعیت دیده میشود.
بی شک عدم شرکت در انتخابات و واگذاری عرصه ی انتخاب به دولت ، چیزی جز سیطره ی دولت وایستایی وبرگشت به عقب در بر نخواهد داشت وامر سیاست ایجاب میکند که توده ی مردم به دنبال استیفای کمترین حقوق خود واعطای این وکالت به غیر دولت ، در انتخابات شرکت کرده وفرصتی برای اندکی تنفس وتقویت وذخیره ی انرژی جهت ادامه ی جدال با هیولای دولت فراهم کنند.
